یک محرم: سراسر سبز

باز محرم از راه می‌رسد

و بیرق‌های عزا بر سر در خانه ها باد را به بازی می‌گیرند؛

و جوانان، سرخوش از فرا رسیدن محرمی دیگر  

همه چادرهای سیاه را به هم دوخته اند و خیمه هرساله را

در میان کوچه برافراشته‌اند.

باز محرم از راه می‌رسد

و بغض‌هایی که راه سخن را بسته اند

زمینه فریاد می‌شوند...

و اشک‌های گرمی که در چشم ها مجال فروریختن می جستند،

جاری می‌شوند.

باز محرم از راه می‌رسد

و شعله‌هایی که پیامبر فرمود درقلوب مؤمنین تا قیامت سرد نخواهد شد،

زبانه می کشند.

باز محرم از راه می‌رسد

و فجر دمیده می‌شود و شب‌های ده‌گانه،

به برکت اشکی که بر مظلوم‌ترین شهید تاریخ ریخته می‌شود،

به نور و روشنی منتهی می‌شوند.

دوباره پیراهن مشکی‌ام را به تن می‌کنم

و دوباره تربت حضرت حسین بن علی را توتیای دیده می‌کنم،

به پاس امامتش

به پاس ظلم‌ستیزی‌اش

به پاس آزادگی و آزادی خواهی‌اش

و به پاس انسانیتش.

محرم از راه می‌رسد و

من بازهم بر خلاف همه کسانی که ابی عبدالله را مظهر عشق و

العیاذ بالله جنون می دانند،

او را خداوندگار عقل می‌دانم

حسین امام خردمندان است؛

رهبر عاقلان،

او شهید راه عقلانیت و خردمندی است

و آموزگار اخلاق انسانی و معنویتی

که تنها انسان‌هایی که بر مسیر انسانیت استوارند،

با آن هم‌داستان‌اند.

باز محرم از راه می‌رسد

اما چه محرمی

محرمی که در آن به زینب کبری باید اقتدا کنیم.

راستی کدام فقیهی می‌خواهد نماز من را فتوا به ابطال بدهد؟

روزها و روزهاست که نمازم را به امامت زینب کبری می‌خوانم

و اصلا مگر بدون اقتدا به او، نماز از شروط صحت بهره‌مند است؟

کدامین مفتی می‌خواهد از ارکان و واجبات نماز آگاهم سازد،

بی آنکه از روح نماز خواندن مطلعم کند؟

محرم از راه می رسد

اما کدامین محرم؟

محرمی که روح سرخش را به سبزی گره زده‌ایم

محرمی که در آن داغدار شهیدانی سبز هستیم...

السلام علیک یا اباعبدالله

ای خوب‌ترین انسان

ما به پیروی از خوبی، خواستار اصلاح و حقیقت‌جویی شدیم؛

ما به امید ساختن جامعه ای اخلاقی و انسانی

قدم در راهی نهادیم،

که انتهای آن یا اصلاح امور سرزمین‌مان بود

یا دربند شدن و آزار دیدن

و یا شهادت

ای آنکه تو را خون خدا می‌خوانند

باز محرم تو از راه می رسد

 ما با پرچم‌های سبزمان به استقبالت آمده‌ایم

این بار اگر برای آمدنت نامه داده ایم

آزار هم دیده‌ایم

بازداشت هم شده‌ایم

به زندان هم رفته‌ایم

شهید هم داده‌ایم

اما به حرمت خون مبارکت سوگند که

هرگز دست به خون مخالفین خود نیالوده‌ایم

و نجیبانه و صبورانه تنها به راه حق دعوتشان کرده‌ایم

اکنون محرم تو از راه می‌رسد و 

ما با امید‌های سبزمان

و نگاه‌های سبزمان

و پرچم های سبزمان 

به استقبال تو آمده ایم

راستی مگر نگفته اند که

همه جا کربلاست و همیشه عاشورا

ما هم به همین سخن اعتماد کرده ایم

 اگر چنین است پس می‌توان

 همیشه ندای اصلاح دین و دینداران را سر داد

اگر چنین است می‌توان باز هم با صدای بلند یا حسین گفت

اگر چنین است می‌توان بازهم اصلاح طلب بود

اگر همه جا کربلاست یعنی می توان از هیچ قدرت زمینی و غیر خدایی

نترسید و نهراسید

اگر همیشه عاشوراست هیچ‌وقت برای سر دادن ندای یا حسین دیر نیست.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید