پیراهن عثمان و ماجرای آتش زدن تصویر امام خمینی

   مورخین نوشته اند پس از آنکه عثمان بن عفان - خلیفه سوم - به قتل رسید زمزمه هایی در بین کسانی که از زمانداری و عدالت علوی ناراضی بودند در گرفت که حاکی از جستجوی مقصر قتل عثمان بود. عثمان قربانی سوء مدیریت خود و اعتماد به اطرافیانی شد که همگی در پی جمع آوری ثروت بودند و در این راه از هیچ ستمی بر مردم فروگذار نکردند. احساسات عمومی به خروش آمد و کاسه صبر مردم لبریز شد، از آنجا که خلیفه به شکایات و تظلم مردم رسیدگی نمی کرد سرانجام ستم های از حد فزون گشته، خون مردم را به جوش آورد و ماجرای محاصره دارالاماره و نهایتاً قتل عثمان به وقوع پیوست.

    پس از قتل عثمان مردمانی که تشنه عدالت و احیای ارزش های انسانی بودن به حضرت علی اقبال کردند و با آن کیفیتی که در تاریخ ثبت شده او را به عنوان خلیفه چهارم برگزیدند.  نکته مهم اینجا بود که در ماجرای قتل عثمان از جمله کسانی که سعی در فرونشاندن قائله نمود و تلاش کرد تا ماجرا بی هیچ خونریزی پایان گیرد، خود حضرت علی بود. شاید اگر حمله ناگهانی گروهی از مردم خشمگین و افراطی نبود، تلاش های حضرت علی به نتیجه می رسید و عثمان هرگز کشته نمی شد. 

   اما طنز تلخ ماجرا در اینجا بود: پس از شکل گیری حکومت علوی و تقسیم مناصب، سر عده ای از نان به نرخ روزخورها بی کلاه ماند و متوجه شدند که علی بن ابی طالب باج به کسی نمی دهد. این ماجرا سبب شد تا تدارک جنگی را بر علیه او ببینند و به مدد آن جنگ، حکومت علوی را پایان دهند. اما چگونه؟ آیا مردم به اینها نمی گفتند که علی بن ابی طالب چه جرمی مرتکب شده که بر علیه او قیام کرده اید؟ آیا علی خون مظلومان را به زمین ریخته؟ یا معترضان بی دفاع را در کوی و برزن کشته؟ یا مخالفان منتقد خود را در حبس و زنجیر کرده؟ یا جوانان کوفه را در زندان شکنجه کرده و مورد ضرب و شتم قرار داده؟ خوب مسلماً امیرالمؤمنین هیچ یک از این کارها را انجام نداده بود اگر از او چنین کارهایی سر می زد مسلمانان بی هیچ تأملی او را شایسته حکومت نمی دانستند و برکنارش می کردند. 

   بنابراین مخالفان نیازمند دستاویز عاطفی برای جنگ با علی بودند. کاری که آنها کردند این بود که پیراهن خونین عثمان را بر با لای یک چوب قرار دادند و به مانند یک بیرق در برابر مردم گرفتند. مدعی شدند علی عثمان را به قتل رسانده. عقلای قوم به مردم نهیب زدند که علی در طول خلافت عثمان همواره یار و برادر خلیفه بود، در همه جا از هیچ کمکی به خلیفه فروگذار نکرد، در هنگام محاصره خانه عثمان و دارالاماره، علی بن ابی طالب بود که به محاصره شدگان آب رساند و آنها را از تشنگی رهاند. اما با این وجود همچنان، افراد قلیلی پیراهن عثمان را برافراشتند و به خونخواهی از عثمان به جنگ با علی رفتند. 

   ماجرای پاره شدن تصویر امام خمینی نیز شبیه همان ماجرای پیراهن خونین عثمان است. ایادی و اذناب حکومت، تصویر امام را پاره کرده اند و خودشان از این کار تصویر برداری کرده اند و آنقدر ناشیانه این کار را انجام داده اند که فراموش کرده اند  تصویر چهره افراد را هم بگیرند تا فردا دستشان رو نشود. بعد این تصویر را منتشر کرده اند و عجیب آنکه در سیمای جمهوری اسلامی هم نشان داده اند تا خون هواداران و طرفداران امام خمینی را به جوش آورند و از این جوشش احساسات آتشی به پا کننند تا در آن آتش میر حسین و  جوانان حق جو و حق طلب جنبش سبز را نابود سازند. 

   پاره کردن عکس امام خمینی کاری است که توسط دولتی ها انجام شده و شاید پر بی راه نباشد اگر بگویم آخرین تیر ترکش تمامیت خواهان برای سرکوب جنبش سبز است. سید محمد خاتمی این مسأله را به خوبی هشدار داده است: «که امام خمینی را برای برخورد با کسانی که آنها را نمی پسندید، وجه المصالحه قرار ندهید.» و شاید بهتر بود به جای استفاده از ترکیب وجه المصالحه از واژه قربانی استفاده می کرد. 

    امروز تمامیت خواهان و کودتاگران دچار بحران مشروعییت اند. به دلیل سانسور شدیدی که بر انتشارات اطلاعات در ایران حاکم است ژرفای این عدم مشروعیت رابه دقت نمی توان مشخص کرد. اما گاه اتفاقاتی از این دست نشان می دهد که انبان مکر و حیله و چاره جویی تمامیت خواهان ته کشیده است و ذهنشان به راه حل هایی چنین ناشیانه رهنمون گشته. البته نباید فراموش کرد که این چاره جویی ها هرچند هم ناشیانه ممکن است مقدمه ای برای دستگیری سران جنبش سبز باشد. از این رو هوشمندی فوق العاده ای را می طلبد تا مبادا با دستگیری سران جنبش، موج اعتراضات پایان یافته یا به جریانی کور مبدل شود. به گمان نگارنده، بهترین راه حل برای جلوگیری از برخورد با میرحسین و سران دیگر جنبش سبز آمادگی برای یک اعتراض خیابانی فراگیر در کشور، درصورت دستگیری میرحسین است. این اعتراض حتما باید آنقدر قدرت داشته باشد که بتوان ان را هرچند شبانه روز - تا ازادی میرحسین و دیگران- ادامه داد. مسلماً همه جوانان جنبش سبز نیز به چنین اعتراضی می اندیشند - اعتراضی که به احتمال قوی حمایت و پشتیبانی بسیاری از نیروهای ناپیدا و هواداران خاموش جنبش سبز را - حتی از داخل پیکره حاکمیت- به همراه خواهد داشت.

/ 8 نظر / 53 بازدید

رهبرکودتاگران هم حرفهایی زد که نشان دادفقط رهبر آنهاست ولاغیر

خمینی.موسوی رابرجناح راست ترجیح دادوبه آنه گفت شماعرضه اداره یک نانوایی راندارید قضیه نود نه نفر وپوزه بند یادمان نرفته حالا همان افراد میخواهندازخمینی وموسوی انتقام بگیرند

یک آشنا

خودشان یقین دارند که مهندس موسوی نه دستور به اهانت به امام داده و نه با آن موافق است. اما در راه نابود کردن سید، هدف وسیله را توجیه میکند. چطور صدا و سیما تصویر پاره کردن عکس امام را دارد اما تصویر فرد احتمالا نفوذی عامل این کار را رو نمیکند؟

چرا صدا و سیما اعلام نکرد میر حسین علیه توهین کنندگان پیام داده است؟ آیا این کار کثیفی برای این نیست که او را همراه توهین کنندگان نشان دهند؟

ناظر

چرا به سبزها اجازه نمیدهند اعتراض خود به اهانت به عکس امام را در تجمعات نشان دهند؟ آیا این تجمعاتی که دیگران انجام میدهند مجوز گرفته بودند که سبزها برای هر تجمعی نیازمند مجوزند؟؟!! [ناراحت]

ادارات جاسوس هایش به وزارت اطلاعات دعوت شده اند

راستی کدام خرجلوی دوربین با فاصله یک متری عکس امام راپاره میکند واگردوربوده چرانمای لانگ آن وپاره کننده عکس رانشان نمیدهند

هدف حذف وخانه نشینی موسوی ویارانش است که این آرزو رابه گورمیبرند